خرید بک لینک

جهت ارتباط با همكاران ‏دوستان ودانشجويان و دانش پژو هان

وحدت و ریشه های اختلاف

سلام

به نام خدا

در نظام های تعلیم وتربیت اعم از رسمی تا دانشگاه و غیر رسمی از خانواده تا تعامل با جامعه ،شاهدیم که جملگی آگاهانه یا نا آگاهانه ،برای کسب قدرت و افزایش آن درتنوع وکیفیت تلاش می کنند، نه کسب اقتدار.وبطورویژه کسب اقتدار مبتنی برارزشهای الهی .

بی خودنیست که وقتی خانواده یاحاکمیتی،ابزارقدرت واعمال آن را دارد،اهالی خانواده یا مردم جامعه مطیع می نمایند،اما به محض کسب قدرت توسط فرزندان یاملت،اولیاءیا حاکمیت مطیع میشودوفرمانبر.واین دورباطل ادامه دارد.مگراینکه اولیا یا حاکمیت ازابزارقدرت تحت اختیارشان،اقتدارآفرینی کنند.

قدرت (power )واقتدار(authority) چیستند؟،ویژگیهای آنها وارتباط آنها،بلکه تفاوتها وتشابه آنها کدامند؟

قدرت : - ضرورت زندگی یک موجود زنده ،جامعه ،ملت ،امت است .

-حتی دربحث همه ی مکاتب بشری و الهی، یکی از ابزارهای مالکیت است

-زمانی قابل بحث است که فرد،جامعه ،....این موجود زنده بتواند (نه فقط بخواهد)آری بتواند کاری رابا آگاهی واراده ی خودانجام دهد.

- متاسفانه قدرت درجامعه باحاکمیت سیاسی بازان،بارمنفی هم دارد.دقت کنید:اعمالِ قدرت،اعمالِ سلطه .خصوصاکه با زروتزویرهم همراه شود.

-قدرت پایدار نیست چون دست بالای دست بسیار است .

اقتدار: -محصول داشتن قدرت است.محصول قدرتِ جمع، که به آن اقتدارمیگوییم ازجمعِ قدرت اجزای آن جمع بیشتر است.به این مثال توجه کنید : کارفرمایی برای فرو ریختن یک ستون 10روز به کارگری با روزانه 10تومان مزد میدهد. اگر همان ستون را به دو کارگر بسپارد با روزی 10 تومان دستمزد چنانچه در کمتراز5 روز،کار به سرانجام برسدتنها برداشت اقتصادی اینست که کارفرما سودکرده وعلت سودهم تجلی قدرت دوکارگر درتمرکزبرای فروریختن آن ستون (بت)بوده است.(قدرت اجزای ماشین) + (طراحی ومهندسی بکارگیری آن اجزا)=ماشین پس ماشین یک چیزی فراترازقدرت اجزای ماشین است.مردم برایشان ماشین جلوه دارد نه اجزایش.البته اجزا برای متخصصین امر مهمند .

-اقتدار دربحث فردی هم معنی دارد آنجا که زیستن با توانمندی های ذاتی و اکتسابی و بهره گیری از امکانات موجود تجلی می کند (اقتصادمقاومتی )

کاریز[1] درون جان تو می باید کز عاریه ها ترا دری نگشاید یک کوزه ی آب در میان خانه به از جویی که از برون می آید .

ویژگی ها :ابزار های قدرت،گاهی ابزارتحمیل اراده ی صاحبان قدرت برجمعی است که منطقا مایل و راضی به تحت سلطه قرارگرفتن نیستند .

اقتداری که برقدرت ،قدرتمندان قلیل جامعه استوار باشد هرچند به نفع جامعه هم باشد، پایدارنیست.تکیه به سر نیزه توان کرد لیک برسرسرنیزه نشاید نشست. یا پشه چو پُرشدبزند پیل را با همه سختی و ضخامت که اوست .برای همین است که فرهنگ و ورزش و سینما ورسانه و سلبریتی برای پیوست فرهنگی و توزیع یا باز توزیع ثروت ،پیوست اقتصادی اقتدار همراه و همگام میشوند.

اقتدارمتکی برغیرارزشهای انقلاب اسلامی توانایی جذب نیروهایی را داشته که جهان رابه میدان جنگ وستیزبرای اثبات توانایی خودشان به جهنمی برای بشریت تبدیل کرده اند.

ویژگی های اقتدار اسلامی:-افرادوجوامع وملت های مقتدر اسلامی باهمدیگرهمبستگی و وابستگی متقابل دارند. یعنی بقای خودشان را در حذف دیگری جستجو نمی کنند لذا احترام متقابل را درعین تعاون وهمکاری ،اخوت ،صمیمیت وعلاقه و همراهی ،در دستور زندگی دارند. لذا پایدارند .

-اقتدار را در بسترسازی برای رعایت فرامین خدا و ارزشهای انقلاب اسلامی پی گیر هستند. لذا موفقیتشان علاوه برمقبولیت عام ،حتما مشروعیت را هم بدنبال دارد.

فرآیند تبدیل قدرت به اقتدار:قدرت درمرحله تصمیم گیری وصدور رای وحکم وقضاوت است.واقتدارهمان مشروعیت ومقبولیت آن تصمیم گیری واجرای آن رای یاحکم وپذیرش آن قضاوت بارضایت درونی افرادجامعه است.البته ممکن است عده ای هم ناراضی باشنداماهمگام باآحاد جامعه اند.قدرت درتضادباهنجارهای جامعه وبرای بروزوتجلی بیشترهنجارهای اهالی قدرت است درحالیکه همواره اقتداردرراستای هنجارهای قدرت غالب جامعه شکل می گیرد.

اقتدار مشروع ازطریق کسب قدرت وبروزآن درعرصه علم وپژوهش(برای خود آگاهی بیشتر،شناخت وپذیرش واقعیتهاویا مبارزه ی عالمانه با آنها،توسعه ی مهارتهای شخصی و کمک به پیشرفت یا بسترسازی برای رونق مهارتهای اجتماعی)،تقویت معنویت واخلاق فردی واجتماعی ،عدالت خواهی وحق جویی ومبارزه با فساد،استقلال خواهی وعدم سلطه پذیری غیرالهی درحوزه ی فردی واجتماعی،بهادادن به کرامت انسانی وباوربه عزتمندبودن آحادبشر،مرزداشتن باباطل ودشمن،وداشتن سبک زندگی درحدعرف جامعه به یاری حقتعالی عایدمیشود.ارادتمند # انتخابات 1405

[1] راهی که آب قنات را به سطح زمین می رساند.

برچسب: نویسنده: کوروش احمدپور تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 4:04

صفحه بندی